زن
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 18:29
در وجود منهزاران زن زندگی میکندیکی شعر میگویدیکی روزنامه میخواند یکی غذا میپزدیکی موهایش را میبافدیکی دموکرات استآن دیگری دیکتاتورامازنی هست که دیگر به آینه نگاه نمی کنداو بازمانده ی هجوم ندیدن هاست...
وداع
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 18:29
بیا وداع کنیماگر بنا باشد کسی از ما بماندهمان به که تو بمانی."کینه ی" توبه کار این دنیا بیشتر می آیدتا "عشق" من
برزخ
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 18:29
به نظرم هیچوقت نباید پیش خودت فکر کنی که کسی را خیلی خوب میشناسی ، هر چند سال باشد ، هر چقدرهم از آشنایی ات گذشته باشد.بعضی اوقات حرف های بعضی از آدم های درون زندگی مان اندازه ی موج انفجار یک بمب ما را موج زده میکنندانقدری که پیش خودت بگویی حتما این آدم را هک کرده اند ، نه نه حتما هک کردنش ، امکان ن...
.
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 18:29
ماشين، شركت، آبرو، ١ سال عمر نمي بخشم ويراني همه شون رو
تمام.
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 18:29
چه خیال باطلی داشتم من کسی که به جسم و جان عزیزش رحم نکنددلش به حال 1 سال و مال و آبرو می سوزد؟؟ نشد. باز هم نشد. وقتی شدنی نباشد نمی شود. از دل کویر الماس بیرون نمی آید. آدم باید محال ها را بپذیردنرفته بودم که تلاش کنم و فرصت بدهم. شروع کردم که حرفهایم یکبار شونداما همیشه عشق عجایب می آفریند. من سخ...
ردیف!
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 18:29
نوشت:- نمی خوای ردیف باشیم؟جوب دادم:- چرا، کیه که نخواد، اما نمیشیم دیگه...این یه جواب آنی بود، غریزی و بی فکراینو وقتی فهمیدم که یادم اومد آدمهایی بودند کنارم، عزیز، نزدیک تر از جان، که نمی خوامنمی خوام که چیزی درست شه که ترجیح میدم درد نبودنشون رو تحمل کنم اما چیزی درست نشهنه از خشم و نه از ترسآگا...
پاييز
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 18:29
پاييز را بايد با غربت خودش مزه كرد خيابانها را آرام راه رفتبوي دو نم شدن را نفس كشيد به اشتباهات لبخند زد پاييز اصلا افريده شده كه زيبا باشد خودش ، خنده اش، سرماي دستهايش، باران هاي بيگاهش آخ كه پاييز را بايد تنها قدم زد
رخداد....
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 18:29
من مي دانستم كه متنوع شدن قسم ها تاكيد كردن قول ها باعث پايبندي به ساده ترين حرف هم نمي شود اما، امروز باز هم منتظر ماندم شايد خلافش ثابت شود بله! اين ضعف بزرگ من است اميدواري به اتفاق هاي مثبت بزرگترين ايرادي ست كه داشته ام امروز اما فهميدم، خوب يا بد، هرچه بشود ديگر نبايد هيچ چيز را باور كرد بايد ...
احمق
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 2:00
احتمالا آدمیزاد باید تفاوت فاحشی با من داشته باشداحتمالا باید یک چیز مهمی در من جا افتاده باشد، یا نمی دانم یک چیزی میزانش بیشتر از ضرورت توی من کار گذاشته شده قطعا باید همین باشدوگرنه من آنقد رهم احمق نیستم که بنشینم و تمام این تنهایی ها و دروغ ها و بی ابرویی ها و نفهمی ها ( که باز هم نوعی از دروغ ...
راه
-
تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 1:00
خونه سیاه بود، من سرخ از روزی که تو عصبانیت گفت عاطفه، دیگه تموم شد، همه ی دیوار اعتماد ریخت، من هم ریختم، اونقدر سنگین آوار شدم که دیگه آروم ترین نفس های لاشه ی اعتماد هم قطع شدو من شدم یک لعنت هرروزه به خودم که چرا باورش کردم. اون که بارها از هر امتحانی سرافکنده تر از هرچه نامرد ه بیرون اومده بود،
خلوت
-
تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 1:00
انگار که درد کشیدن تصمیم دارد!!انگار که غم و اشک ِ از سر درد افتخار داردانگار که مردن از درد مسابقه استکه بشود مقابله اش را مثل هم مُرد!!!! انگار که توی دنیای دیگری با آدمهای دیگری هستمانگار نه انگار همین 2 ماه پیش همه چیز فرق داشتهمیشه قصه همینطوری ست، یکجایی یک اتفاق بدی می افتد و تو می توانی آنقد
حق
-
تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 1:00
مگر نمي گويند مرگ حق است!؟ من حقم را مي خواهم
لبریز.
-
تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 1:00
بعضی رفتن ها دست خود آدم نيست،اصلا شما نيستيد كه تصميم می گيريد.اصلا بعضی رفتن ها به دل نيست،دلتان نمی آيد اما درست جایی ايستاده ايد كه نقطه رفتنتان است. آنجایی كه كاسه ايستادنتان لب به لب پر شده و فقط کافیست يک حرف، يک آدم، يک اتفاق كمی تكانتان دهد تا استارت رفتنتان بخورد تا روشن شويد.آنجایی كه حقي
تنهايي
-
تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 1:00
هر وقت تلاش مي كنم كه بفهمم شايد چيزي بهتر از تنهايي وجود داشته باشد مثلا فيلم ديدن دو نفره، روي ايده كار كردن دو نفره، هماغوشي دو نفرههمه چيز دست به دست هم مي دهد تا بفهمم هيچ چيز بهتر از تنهايي نيست تنهايي، نه به معنيه تنها گذراندن اوقات تنهايي به همان مفهوم وسيع و حقيقي دروني همان كه هيچ كس وارد ...
ت.م.ا.م
-
تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 1:00
خودکاری که نمی نویسد فندکی که روشن نمی شود و آدمی که قدم میزند در تنهایی تمام شده است!
بي رحمي
-
تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 1:00
راز بزرگ شكست ما از عشق در اين است كه وقتى كسى را عاشقانه دوست داريم در فريب خود مهارتى شگفت انگيز پيدا مى كنيم و از ترس نداشتن و نبودنش هر وعده اى را مى پذيريم و هر گناهى را مى بخشيم پ.ن: بي رحمي با خود، ضروري ترين خصيصه اي ست كه بايد داشت
آماده
-
تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 1:00
درد هايي هستند كه هيچوقت تمام نمي شوند فاصله هايي هستند كه هيچوقت پايان نمي گيرندهمه چيز را بايد آنطور كه هست ديد نه آن طور كه مي خواهيم باشد دوست داشتن بخشي ، تنها بخشي از چيزي ست كه ما در زندگي لايق تجربه آنيم چيزهاي بسيار مهمتري وجود دارند عزت، آبرو، احترام و همراهي داشتن كسي كه اينها را به تو بد
آرزوی مشترک
-
تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 1:00
فکر کنم خدا هم صبرش به ته رسیده بود که گفت " اقرا" گفت " بخوان"، که ریسمان عبد و عبودیت را نگسلدگفت " بخوان" شاید فرجی شود گفته بودم این راه به ترکستان که هیچ به ناکجا آباد می رسد گفته بودم این حال به "خوشی" که پیشکش به "سکوت" هم که گذشت، به "مرگ" می رسد نگاه کرد و گفت : کاش زودتر بمیری... آنقدر این
سقوط
-
تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 1:00
يك جايي ادم چشمهايش باز مي شود كه به نظرم نقطه ي خطرناكي ست يك جايي چشمهايمان باز مي شود كه داريم سقوط مي كنيمبدون بال! و تنها كاري كه ميشود كرد نظاره ي سقوط است و كم شدن فاصله ات با زمين همانجايي كه از دوره كردن دردهاي تكراري خسته شده اي و ديگر هيچ اتفاقي حس عميقي در تو بر نمي انگيزد نه عشق، نه غم،
زخم خورده است
-
تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 5:07
انحنای روح من شانه های خسته ی غرور من.......